rainigirl کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 22 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2016 امتياز: 11061 تشکر کرده: 178 تشکر شده 370 بار در 214 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388 18:12:45 موضوع مطلب: تفاوت زن قدیم ایرانی با زن جدید ایرانی
صبح ساعت ۵
قدیم: به آهستگی از خواب بیدار میشود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..
صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.
جدید: باز هم خوابیده است
صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز خواب است.
صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده!
ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.
جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت میکند
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباسهای آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…
ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای FashionTV میباشد.
ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان میباشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ برای خرید رفته است.
عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباسهای خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد میکشد.
عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.
عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را میبرد.
شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.
شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوض خانه است.
جدید: کماکان در حال خرید است.
شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
جدید: در رستوران ، پیتزا میل میفرمایند.
شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.
البته...
اين فقط واسه خنده است
آقايون زياد خوشحال نشن
همه ي خانمها هم اينطوري نيستن ، تازه از سر آقايون هم زيادن
amirfz6666 کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 14 آذر ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2703 امتياز: 15698 تشکر کرده: 24 تشکر شده 317 بار در 155 پست
ارسال شده در: جمعه، 23 بهمن ماه ، 1388 18:29:35 موضوع مطلب:
_________________ یادمان باشد اگر شــــاخه گلی چیدیم
وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم
پــر پروانه شکستن هــــــنــر نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یاد
rainigirl کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 22 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2016 امتياز: 11061 تشکر کرده: 178 تشکر شده 370 بار در 214 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 19:13:42 موضوع مطلب:
عليرضا خان بعضياااا هستن ولي فرموديم كه همين ها هم از سر آقايون زيادن! _________________ باران باشد ... تو باشي ... يك خيابان بي انتها باشد ... به دنيا مي گويم خداحافظ !
elham_n کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 11 مرداد ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2297 امتياز: 0 تشکر کرده: 29 تشکر شده 44 بار در 25 پست
محل سكونت: tanhaye tanha yeja mishinam dg
ارسال شده در: شنبه، 24 بهمن ماه ، 1388 19:15:52 موضوع مطلب:
همه ي خانمها هم اينطوري نيستن ، تازه از سر آقايون هم زيادن
موافقممممممممممممم _________________ يكي هست تو روزگارم كه شده دارو ندارم / بس كه خوب و مهربونه پيش چشماش كم ميارم
I Love You N
rainigirl کاربر حرفه ای وضعيت: آفلاين 22 بهمن ماه ، 1388 تعداد ارسالها: 2016 امتياز: 11061 تشکر کرده: 178 تشکر شده 370 بار در 214 پست
محل سكونت: تهران
ارسال شده در: چهارشنبه، 28 بهمن ماه ، 1388 18:06:21 موضوع مطلب:
آقايون مگه چندتا سر دارن؟
تا اونجايي كه من مي دونم يه سر دارن هزار تا سودا _________________ باران باشد ... تو باشي ... يك خيابان بي انتها باشد ... به دنيا مي گويم خداحافظ !